داستان کلی :
گروهی از پناهندگان ایرانی و افغان که در یک کمپ پناهندگان در صربستان زندگی میکنند، درباره آرزوها و رؤیاهای خود برای زندگی در اروپا صحبت میکنند.
خلاصه داستان:
گروهی از پناهندگان ایرانی و افغان در کمپهایی در صربستان زندگی میکنند و درباره آرزوها و تصورات خود از اروپا به عنوان سرزمین رؤیاها صحبت میکنند. در همین حال، گروهی از خانوادههای کُرد در تلاشند تا به صورت غیرقانونی از مرز اروپا عبور کنند. پناهندگان تصمیم میگیرند به دلیل درخواستهای گزاف قاچاقچیان حرفهای، به طور مستقل از مرز عبور کنند و این مأموریت را “بازی” مینامند.
در حالی که ما داستانهای زندگی هوشنگ، معصومه، بلوچ، کامران و گروهی از پناهندگان افغان را دنبال میکنیم، مظفر و جعفر تصمیم میگیرند از مرز صربستان-کرواسی به سمت اروپا عبور کنند. آنها این سفر را در هوای زمستانی و برفی آغاز میکنند…
